در صبحگاهان 1 اردیبهشت ماه هزارو سیصد هفتاد و سه،...
وقتی بوی طراوت گلهای یاس و رز همراه با تصویر زیبای شقایقها ،با چهچه زیبای چکاوک ها و قناری ها همراه شد مرغ خوش خبر صبح در بیمارستان ۲۲ بهمن نیشابور ، خبر از تولد یک دختر داد، که نامش را فرزانه نهادیم ،خنده بر لبانش خستگی را از جسم جان می برد و حال و هوای درونش موجی از نگفته دارد ...
دخترم...
شاید غرور پدرانه
یا دل مشغولی های روزمره و خستگی های جسم و جان...
اجازه نمیدهد هر روز بگویم دوستت دارم...
اما امروز روز توست روز تولدت
بهترین بهانه من... برای زنده بودن...
دوستت دارم
تولدت مبارک بهانه زندگیم فرزانه جان
برچسب:
نویسنده: متین بختیاری