ما کوخ نشینان غم کاخ نداریم
در سفره خالی ، غم و نان نداریم
ما خانه به دوشیم خدا بام نداریم
در دیر، پر از بام ، ولی بام نداریم
ما شهره شهریم ولی نام نداریم
در خلوت این میکده ما جام نداریم
ما جام به دستیم ولی جام نداریم
در میکده ما ،ساقی خوش نام نداریم
ما تشنه آبیم غم آب نداریم
در محضر ساقی به شراب کار نداریم
ما بچه کاریم ولی کار نداریم
در کارگه کوزه ارائه تار نداریم
ما کوهه دردیم ولی درد نداریم
در خطکشی فقر ، دگر مرگ نداریم
ما کشتی به دریا ،ولی بار نداریم
در کشتی نوحیم ولی یار نداریم
ما گشنه نانیم ولی شام نداریم
در این شب تاریک دگر کام نداریم
ما زنده به آنیم که اتمام نداریم
با آهویی ،گمنام دگر نام نداریم
برچسب:
نویسنده: متین بختیاری