خرید بک لینک

آتش می زنند

آهوان AHVAN

آهوان نام روستای است در زبرخان نیشابور وبلاگ شخصی امیر علی آهویی (حاج مراد)  اولین معلم بومی  آهوان

آتش می زنند

من خود به چشم خویشتن دیدم که آتش می زنند
این قوم لا مذهب چرا؟ ،آتش به خرمن می زنند
در کوچه و پس کوچه ها با تیغ و خنجر می زنند
آتش به مال ،آتش به جان ،یک باره گردن می زنند
در شام تاریک سیاه ، آتش به پیکر می زنند
در یک نگاه بر بی گناه با رعب وحشت می زنند
آن کودک چند ماهه را با تیر بر سر می زنند
باران سنگ از آسمان بر شهر پر غم می زنند
یک لحظه آن مامور را با بانک آتش می زنند
امشب خدا !،آتش چرا ؟ بر شهر بی کس می زنند
من مانده ام این قوم چرا ؟ بر کوه و برزن می زنند
امشب خموشن مدعا ، بر خویش خود سر می زنند
با پول با رشوه خدا ،آهنگ ابتر می زنند
در یک سکوتی بی دلیل ، بر زخم نیشتر می زنند
در مسجد و در مدرسه، آتش به سنگر می زنند
آن کانون اندیشه را بی فکر آتش می زنند
نا گه رسند، مردم ز راه ،فریاد حیدر می زنند
با پیکر پر خون خود ، الله و اکبر می زنند
در شعر من، ابیات من، آتش به مصرع می زنند
در خلوت تنگ دلم فرزند شوشتر می زنند
سخت است"آهویی" مگو ،هرچند نیشخند می زنند
با مکر و حیله با نفوذ از پشت خنجر می زنند

برچسب: نویسنده: متین بختیاری تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:56

صفحه بندی